تبليغاتX
.:: خاطر عاطر ::.

.:: خاطر عاطر ::.

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم - لطفها میکنی ای خاک دَرَت تاج سرم

کوی یار

زین پس درین سرایم:

http://www.kouyeyar.blogfa.com

+ نوشته شده در  88/07/16ساعت   توسط باران  | 

خداحافظ ای خاطر عاطر

روزی آمدم و به رسم روزگار روزی می بایست بروم.

کنون هنگامه ی رفتن فرا رسیده است.

دوستانی یافتم و آموزه هایی ناب از ایشان آموختم.

لیک، "باران" دیگر در این سرا نمی بارد.

شاید روزی باز گردم. در منزلگهی دیگر.

تا آن زمان مرا از آموزه های خویش بی نصیب مگزارید:

mona.hejrizadeh@gmail.com

 

+ نوشته شده در  88/06/11ساعت   توسط باران  | 

آرام بلند

 

به  آرام بلند  کوچیدم.

 

+ نوشته شده در  88/06/10ساعت   توسط یاسر  | 

طناب دار

 

free image hosting

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند

در ذهن خود

طناب دار تو را می بافند.

"فروغ فرخزاد"

+ نوشته شده در  88/05/19ساعت   توسط باران  | 

ربع قرن زندگی

امروز، در هنگامه ای که خورشید در زیبا ترین و درخشان ترین حضورش در پهنۀ آسمان می درخشید و آن لحظه ای که بانگ الله اکبر مؤذن در گلدسته های مساجد می پیچید، و مقارن با زاد روز میلاد بزرگ مرد تاریخ اسلام، من شمع بیست و پنجمین سال زندگی ام را خاموش کردم  و اکنون یک ربع قرن عمر دارم. درست 1/4 قرن!

سالهای کمی را نگذارنده ام و البته سالهای زیادی را هم نگذرانده ام.

کارنامۀ درخشانی ندارم، اما حداقل مردودی و رفوزگی هم ندارم.

بار الهی  سپاس؛

                 سپاس به خاطر همۀ روزهای خوب رفته؛

                          سپاس به خاطر همۀ روزهای زیبای اکنون؛

                                   و سپاس به خاطر همۀ روزهای طلایی نیامده.


اعیاد میلاد این ایام خجسته باد.

+ نوشته شده در  88/05/05ساعت   توسط باران  | 

از خود، با خود، بی خود

با خود شدن:

شبی را با صدای دل به سر بردن؛

صبح را با نوای عشق آغاز کردن؛

روز را درون خویش گذراندن؛

و در انتها

بی خود شدن از خویش است.

+ نوشته شده در  88/04/31ساعت   توسط باران  | 

عیدانه

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

والا پیامدار
محمد
گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی ماند برپا و استوار...

آری؟ پیامبرا! پس چگونه است این روزهای ما؟ این همه ظلم، این همه دروغ، این همه ... اینان چگونه بر ما حکومت می کنند؟ مگر نگفتی که هیچ حکومتی باظلم نمی تواند حکومت کند؟ مگر نگفتی؟

 عید مبعث مبارک.
+ نوشته شده در  88/04/29ساعت   توسط باران  | 

باغ آرزو

کاش گاهی وقتا، خوابهامون واقعی بود؛

کاش گاهی وقتا، واقعیتها خواب می بود؛  


کاش وقتی خواب واقعیت رو می دیدیم یکی بیدارمون می کرد؛

کاش وقتی واقعیت رو خواب می دیدیم یکی بیدارمون می کرد؛  


رؤیاهای شبانه ام زیبا و لذت بخشند، کاش واقعی بودند...

+ نوشته شده در  88/04/25ساعت   توسط باران  |